بایدن رئیس جمهور می شود ، اما ایالات متحده در سال های آینده با چه کسی می جنگد؟

[ad_1]

برخلاف انتظار بسیاری از مردم ، ماهیت و اهداف سیاست خارجی آمریکا تغییر چندانی نخواهد کرد.

مطمئناً همه چیز از نظر فرم متفاوت خواهد بود و بایدن سبک خود ، رویکرد خود را به متحدان ، نهادهای چندجانبه و جهانی سازی بازارها تغییر خواهد داد.

آنچه بدون تغییر باقی خواهد ماند هدف نهایی مشترک برای همه دولتهای آمریکا حتی قبل از ترامپ خواهد بود: برتری آمریکا در جهان باید ادامه یابد و واشنگتن سعی خواهد کرد مانع تضعیف آن توسط کسی شود.

اروپا ، ناتو ، روسیه

رویکرد همیشگی آمریکایی ها به اروپا این است که به هر طریقی از وحدت سیاسی آن جلوگیری کند و به همین ترتیب باید از هرگونه رویکرد نزدیک بین اروپا و روسیه جلوگیری شود.

در طول جنگ سرد ، ایالات متحده خود از ساخت یک بازار مشترک در قسمت غربی قاره کهن طرفداری می کرد و این برای مخالفت با امپراتوری شوروی کاربردی بود. با از بین رفتن این خطر ، واشنگتن دید که اروپا ممکن است فکر کند دیگر نیازی به “حمایت” آمریکایی نیست و می تواند به نیروهای دفاعی خودمختار جان ببخشد.

در حقیقت ، برخی از اروپایی ها در مورد آن صحبت کرده اند و حتی تولد “ارتش اروپا” را تصور کرده اند ، البته فقط در قالب نیروهای مداخله سریع در شرایط بحران بین المللی. به دلیل مخالفت صریح آمریکا ، این پروژه بلافاصله کوچک شد. مشخص شده است که هیچ نیروی مسلح اروپایی هرگز یک سازمان فرماندهی پایدار را به عهده نمی گیرد و همیشه با ناتو هماهنگ می شود.

در اوایل دهه 1990 ، نهادهای اروپایی فکر کردند که زمان “تعمیق” فرا رسیده است ، به این معنا که رویه های مشترک تقویت شده و ما به تدریج از یک اتحادیه اقتصادی ساده به یک اتحادیه سیاسی منتقل شدیم. با این وجود ، فشار آمریكا با حمایت انگلیس (و حرص تجاری آلمان) برای “بزرگ شدن” سریع ، شامل كشورهای اروپایی سابق پیمان از دست رفته ورشو ، آغاز شد.

بلافاصله مشخص شد که ایجاد مطالب جدید قبل از بررسی موسسات در بروکسل به معنای کنار گذاشتن فرضیه این مطالعه عمیق است ، که در مورد آن صحبت می شد زیرا تناقضات فقط می توانند افزایش یابد.

علاوه بر انگلیس معمولاً ، به ویژه لهستان و رومانی ، هدف “توجه ویژه” طرف آمریکایی مانع این امر است. حتی گروه اخیر ویزگراد نیز بدون تأیید واشنگتن به سختی می توانست چراغ را ببیند.

با ورود پوتین ، همه دولتهای خارج از کشور ، فرصت کاهش روسیه به یک “عوض” از بین رفت ، سپس تأکید بر لزوم “محدود کردن” برای جلوگیری از تمایلات توسعه طلبانه (هر چند بعید) آن به هزینه کشورهای اروپای شرقی. .

سپس برخی از کشورهای اروپایی مطابقانه “مشارکت شرقی” را اختراع کردند ، که از طریق آن اتحادیه اروپا قصد داشت در ازای کمک اقتصادی ، همه کشورهایی را که هنوز خیلی به مسکو نزدیک بودند و تحت تأثیر آن بودند ، وارد مدار خود کند.

© اسپوتنیک. ایلیا پیتالف

جی 20 ، جلسه ای بین پوتین و ترامپ در اوزاکا

هدف اعلام نشده ایجاد هر نوع مانعی برای همکاری احتمالی بین غول اقتصادی اروپا (و به ویژه آلمان) و روسیه بوده و هست.

زبان بایدن

برخلاف بی ادبی دیپلماتیک ترامپ و جنگ های اقتصادی همه جانبه او ، زبان بایدن بسیار اطمینان بخش خواهد بود. این تلاش خود را انجام خواهد داد تا به شرکای اروپایی خود یادآوری کند که آمریکا متحد مطمئنی است ، ناتو ارزش کامل خود را تأیید خواهد کرد و ایالات متحده آمادگی خود را برای به رسمیت شناختن چندجانبه گرایی به عنوان روش گفتگوی بین المللی تأیید خواهد کرد.

رئیس جمهور جدید همچنین تصمیم خواهد گرفت که مجدداً به توافق پاریس ، احتمالاً سازمان جهانی بهداشت ، وعده احیای توافق هسته ای با ایران و تلاش برای احیای گفتگوی احتمالی با چین را وارد کند.

با این حال ، همه چیز در اصل تغییر نخواهد کرد. با وجود رویکرد رسمی دوستانه تر به بروکسل و برلین ، بایدن به مخالفت با NorthStream II ادامه خواهد داد و همچنان تلاش خواهد کرد تا تنش زدایی اروپا در برابر مسکو را غیرممکن سازد. دیابتی ها در مورد کسری تجاری به دیپلماسی سپرده می شود ، اما همچنین به دلیل فشاری که از اقتصاد داخلی وارد خواهد شد ، بر تساوی مطلوب تر اصرار خواهد کرد.

انتقام؟ کل اروپا را امتحان کنید تا مالیاتی را در شبکه Google اعمال کند و موارد مشابه ، بونگومیتو با جادو از بین می رود. متأسفانه ، آنچه نه جمهوری خواهان و نه دموکرات ها هنوز درک نکرده اند این است که ادامه جرم انگاری روسیه ، تحریم ها و ممنوعیت سرمایه گذاری در آن ، مسکو را – هر چند با اکراه – به آغوش پکن و این کشور سوق داده است. اتحادیه مشکل بزرگ آینده روسیه خواهد بود. همه غربی ها.

و چه اتفاقی برای چین خواهد افتاد؟

با توجه به اصطلاح روس گیت ، ترامپ مجبور بود اهداف خود را برای گشودن در برابر روسیه معکوس کند و انجام این کار بایدن با چین دشوارتر خواهد بود. جدای از مشاغلی که پسرش با شرکت های چینی تحت کنترل دولت داشت ، پی بردن به اینکه پکن تهدیدی واقعی برای برتری آمریكا محسوب می شود ، قبلاً دو حزبی شده است و نه كنگره و نه سنا اجازه فراموش شدن آن را نمی دهند.

مذاکرات به احتمال زیاد از سر گرفته خواهد شد ، اما مشکلات هنگ کنگ ، تایوان و سین کیانگ به عنوان یک مانع دست و پا گیر ، اگر نه غیرقابل حل در مذاکرات ، همراه با مسابقه فناوری هوش مصنوعی و این سوال که چه کسی 5G را کنترل می کند ، روی میز باقی خواهد ماند.

قطع روابط اقتصادی بین دو کشور منع مصرف زیادی دارد ، اما شرکت های آمریکایی که در چین سرمایه گذاری کرده اند از قبل منتقل شده اند و کسانی که در آنجا قطعات تولید می کنند به ویتنام و مالزی نگاه می کنند. از طرف چینی بعید است که پکن واقعاً بخواهد با رفتار کمک های دولتی خود و احترام به مالکیت معنوی دست کم برای چند سال دیگر برخورد کند.

مشکل ایالات متحده با چین فقط مسئله تعادل تجاری نیست ، بلکه یک مسئله کاملا سیاسی است.

به همین دلیل ، هرگونه توافق فرضی در شن و ماسه نوشته خواهد شد. اگر در تقابل دو قدرت ، اروپا نتواند رأی واحدی پیدا کند که به آن اجازه دهد با شرایط برابر در این جمع شرکت کند ، سرانجام به سرزمین فتح هر دو تبدیل خواهد شد.

اگر مذاکرات بین واشنگتن و پکن آغاز شود ، بایدن در ابتدا سعی در جذب اروپایی ها خواهد داشت ، اما این کار را فقط برای داشتن قدرت مذاکره بیشتر و جلوگیری از ضربه خوردن به توافق نامه چین و اروپا (که ترامپ چنین کرده بود) انجام خواهد داد. بگو ، دست کم گرفته) سپس خود به خود ادامه خواهد داد.

© خبرگزاری فرانسه 2020 / بیل وشتر

کشتی چینی

خاورمیانه و ایران

عقب نشینی بایدن از تصمیم ترامپ در انتقال سفارت آمریکا از تل آویو به اورشلیم غیرممکن خواهد بود ، خصوصاً پس از آنکه سرمایه دار بزرگ تنها موفقیت واقعی سیاست خارجی خود را در این زمینه بدست آورد ، به لطف دامادش کوشنر. این واقعیت که امارات ، بحرین و کویت روابط دیپلماتیک خود را با اسرائیل برقرار کرده اند چیزی است که وضعیت کلی خاورمیانه را تغییر می دهد و حتی ممکن نیست که عربستان سعودی به زودی همین مسیر را طی کند (گزارش های مخفی مدت ها پیش نیز وجود داشت ، اگرچه رسماً هر دو کشور خصمانه باقی می مانند)

مسئله ایران بسیار پیچیده تر است. انتظار می رود که در نتیجه اقداماتی که اوباما انجام داده ، احتمال الحاق مجدد به برجام و لغو تحریم هایی که تهران را به از سرگیری غنی سازی اورانیوم واداشته ، افزایش دهد. اولین مشکل در این واقعیت نهفته است که نه تنها مجازات های تعیین شده در آن زمان برای مسئله هسته ای وجود دارد.

پیش از آنها ، تحریم هایی تحت شرایط مختلف توسط ریگان ، کلینتون ، دو بوش اعمال شده بود ، که به دیگری اضافه شد ، که توسط شخص ترامپ آغاز شد (از جمله مجازات هایی که “ثانویه” نامیده می شوند ، که بر هر کسی که به تجارت با ایران ادامه می دهد) )

حذف همه آنها مستلزم اراده کنگره و رویه هایی است که نه کوتاه و نه ساده است. اگرچه دموکرات ها اکثریت کنگره را حفظ می کنند و در مجلس سنا برابری دارند (معاون رئیس جمهور-دموکرات می تواند تغییری ایجاد کند ، اما این فقط یک رأی است) ، اما قطعی نیست که لغو همه تحریم ها می تواند اجماع کافی بین قانونگذاران را بدست آورد. لازم به یادآوری است که برخی براساس اتهامات تروریسم و ​​بی احترامی به حقوق بشر است و بسیاری از دموکرات ها نسبت به این موضوعات حساس هستند.

علاوه بر مشکل داخلی ایالات متحده ، نمی توان دست کم گرفت که هرگونه شروع مجدد مذاکرات با واکنش شدید اسرائیل و عربستان روبرو خواهد شد. چگونه می توانیم اقدامات لابی های اسرائیلی و سعودی را که همه نیروهای آنها را برای جلوگیری از توافق جدید بسیج می کند ، دور بزنیم؟

مشکلات داخلی ایران نیز وجود دارد. برخلاف تصور عمومی ، در ایران هیچ نیروی یکپارچه ای وجود ندارد. اگر درست باشد که داور نهایی در سیاست خارجی (و نه تنها) آیت الله العظمی باقی بماند ، باید با نیروهای داخلی مخالف نیز برخورد کند. خروج آمریکا از برجام بخش های محافظه کارتری را که همیشه با توافق مخالف بوده اند تقویت کرده و به ویژه جای خود را به سپاه پاسداران (سپاه) داده است.

آنها رئیس جمهور روحانی را تحت کنترل خود دارند و به نظر می رسد حداقل در حال حاضر از حمایت خامنه ای برخوردار هستند. از آنجا که انتخابات ریاست جمهوری در ایران در ژوئن 2021 برگزار می شود ، به راحتی می توان تصور کرد که از سرگیری تماس با غرب یکی از موضوعات بحث سیاسی نیست. بعید است که تهران واقعاً آماده مذاکره مجدد در مورد توافق با هدف دستیابی به توضیحات نهایی قبل از این انتخابات باشد.

حتی اگر برجام از سر گرفته شود ، مشکلاتی که عدم حضور آنها در این توافق نامه بیشترین جنجال را برانگیخته است ، بازمی گردد: دخالت تهران در سیاست های کشورهای همسایه ، حضور نیروهای غیر رسمی ایران در عراق و سوریه و کمک به هوتوهای یمن. همچنین ، مشکل سلاح های موشکی. چه کسی در ایران موافقت می کند که در این مسائل عقب نشینی کند؟

سرانجام ، منافع روسیه و چین در منطقه نباید دست کم گرفته شود. علیرغم تحریم های آمریکا ، هر دو به حفظ روابط اقتصادی و سیاسی خود با ایران ادامه دادند. اگر این امکان وجود داشته باشد که تهران تجارت مجدد خود را با ایالات متحده و اروپا آغاز کند ، به احتمال زیاد به مسیر مورد نظر تبدیل خواهد شد. تعجب آور نخواهد بود اگر پکن و موسکانون قدمی برای تشویق به تولد یک JCPOA جدید بردارند.

با این حال ، برای بایدن ، این یک جنگ سخت خواهد بود.

نظرات و نظرات بیان شده در این مقاله لزوماً منعکس کننده نظرات اسپوتنیک نیست.



[ad_2]

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.